سلام.
چند وقتی هست که در آدرس جدیدی می نویسم.
خیلی راه دور نیست. یکی دو خیابان آن طرف تر.
این هم آدرس: sharifnia.ir
.
برچسب:
نویسنده: کوروش کریمیان
تو که هیچوقت آدرس شهر و کشورت را به من نداده ای. از روحیات تو اما معلوم است که آنجا اوضاع بر وفق مراد است. اینجا اما...
دو قطار به هم برخور کرده اند و چندین نفر کشته شده اند. آن سوتر بمب ترکیده و اینطرف تر هزاران نفر در خاک مشغول مردگی هستند. شهر چند روزی بود که در دود فرو رفته بود و قطعا ساعت ها از عمر افراد کم شد و این یعنی مثلا چند صد یا چند هزار نفر کشته بابت آلودگی چند روزه هوای شهر. حالا که کمی باد می آید و آلودگی ها را پوف می کند که کمی آنسوتر تا بقیه هم در آلودگی ما سهیم شوند، از شدت سرمای هوا بیم آن می رود که تعداد یخ زده های پایتخت بیشتر از سال قبل باشد. دیوار های مهربانی هم امسال خ
پرده اول: بعد از چند وقت، سینی شام رو آوردم و نشستم روبروی تلوزیون. شبکه چهار بود. داشت از تقلب اعضای هیئت علمی وزارت بهداشت در مورد انتشار مقالات صحبت می کرد. آقای معاون وزیر آمد و می گفت: اعضای هیئت علمی نبوده اند و اصلا کم بودن و کی بود کی بود من نبودم! راست می گفت. ما خیلی خوبیم خب. مگر نمی دانید که ما چقدر خوبیم. ما کلی دکتر هستیم که در این سرزمین ویران به اشتباه روزگار، اسیر شده ایم. لحظه ای گمان نکنید که اینجا را ما ویران کرده ام ! به خودتان گمان اشتباه راه ندهید. ما همه خوبیم. کلی دکتر داریم در این مملکت.
پرده دوم: حدود 10 ماه پیش بود که از پالان نامه فوق لیسانس خودم دفاع کردم. چه جلس
برچسب: تهرانیه,
نویسنده: کوروش کریمیان
کی بود کی بود من نبودم!
یک قطار به قطار دیگر می خورد، کلی آدم می میرند، مسئولین کلی غصه می خورند. خانواده کشته شدگان اما...
اتوبوسی از جوانان به سربازی اجباری برده می شوند و از ته دره سر در می آورند. مسئولین ابراز تاسف می خورند و بیانیه می دهند که به حال سربازان و خانواده شان رسیدگی می کنیم!
در اثر آلودگی هوا سالانه هزاران انسان از بین می روند، چندین و چند نوزاد ناقص متولد می شوند و سرطان و هزار کوفت و زهر مار دیگر از همین آلودگی ها بیرون می جهند. مسئولین اما با کت و شلوارهای شیکشان تسبیح گویان از راه می رسند که باز هم کی بود کی بود من نبودم. یکی می گوید بنزین آلوده است و دیگری می گوید ما با
مادر ها دعا می کنند. بلند بلند دعا می کنند.
مادرش می گفت: دعا کنید عاقبت بخیر شود.
بعد ها هرروز که از خانه بیرون میرفت، می گفت: دعا کنید به سلامت برگردد.
آنروز که نوه پانزده ساله اش تلوزیون را روشن کرد، شوکه شدند. نوه اش از زبان افتاد. آنروز به همه می گفت دعا کنید در ایستگاه مانده باشد. چند ساعت بعد که متوجه شدند در ایستگاه نیست، می گفت: دعا کنید در ساختمان نباشد. چند ساعت بعدتر: دعا کنید، سالم باشد.
چشم هایش دیگر قوت دیدن نداشت. نوه اش از زبان افتاده. پسرش ناپدید بود. باز می گفت: دعا کنید.
چند روز که گذشت، می گفت: دعا کنید جنازه گل پسرم پیدا شود. دعا کنید دخترش به زبان بیاید. لااقل گریه ک
برچسب: تسبیح,
نویسنده: کوروش کریمیان
برچسب:
نویسنده: کوروش کریمیان
برچسب: درونگرایی,درونگرا,درونگرا به انگلیسی,درونگرایی و برونگرایی چیست؟,درونگرا و برونگرا,درونگرایی در معماری,درونگرایی و برونگرایی,درونگرایی در معماری ایرانی,درونگرا یا برونگرا,درونگرا برونگرا,
نویسنده: کوروش کریمیان
برچسب: کافه دنیا چت,کافه های معروف دنیا,بهترین کافه دنیا,زیباترین کافه دنیا,کافه های دنیا,کافه های مشهور دنیا,
نویسنده: کوروش کریمیان
برچسب: تاکسی,تاکسی فرودگاه امام,تاکسی یاب,تاکسیرانی تهران,تاکسیدرمی,تاکسی تلفنی,تاکسی تلفنی تهران,تاکسیدو,تاکسی جعفر پناهی,تاکسی دریایی,
نویسنده: کوروش کریمیان