بعضی ها درونشان مهم است برایشان. درون خودشان، نه درون خانه شان، نه درون ماشینشان و نه درون هر چیز دیگری. نه اینکه سر به درون برده باشند و شیوه کبک پیشه کرده باشند و نه اینکه دردنیای بیرون غریبه باشند. آنها که من می گویم درونشان جاییست برای پناه. آنوقت که خسته می شوند، آنوقت که زار و نزار می شوند و هیچکس نمی تواند حرفشان را بشنود و بفهمد. آنوقت است که برای آن عده گوشه خلوتی اگر نباشد زندگی به کامشان عذابیست ممتد. آنوقت است که نیازمند تر از هر زمان دیگر می شوند به درون، به خلوت. اشتباه نکنید، آنها گوشه گیر نیستند، آنها حتی خجالتی هم نیستند. آنها که من می گویم بعضی جمعه ها باید بنشینند به گوشه ای و حرف های درونشان را بشنوند، با خودشان حتی گپ بزنند و نوای شب های سکوت آور کویر را از شب سکوت کویر بگیرند. چند ساعتی که تنهایشان بگذارید بر میگردند، با خودشان که خلوت کردند، گپ و گفتشان که تمام شد برخواهند گشت.
راستی یادم رفت که بگویم ، آنها دیوانه هم نیستند و مجنون نیز هم. بگذار پیدا کند رفیق تنهایی خودش را و بگذار آرام شود.
برمیگردد. نگران نباش.
برچسب: درونگرایی,درونگرا,درونگرا به انگلیسی,درونگرایی و برونگرایی چیست؟,درونگرا و برونگرا,درونگرایی در معماری,درونگرایی و برونگرایی,درونگرایی در معماری ایرانی,درونگرا یا برونگرا,درونگرا برونگرا,
نویسنده: کوروش کریمیان